تماس با ما   صفحه اصلي   نقشه سایت   انگليسي   العربيه   اردو  
نسخه چاپي


واحد ارتباطات و همکاری های علمی شورای حوزوی

"نظریه و فرهنگ" استاد پارسانیا + متن کامل مقاله


هنگامی که نظریه به گونه‌ای برون زا به فرهنگ و تاریخی وارد می‌شود که زمینه‌های معرفتی و غیرمعرفتی آن در آن فرهنگ حضور ندارد، چالش های اجتماعی خود را نشان می‌دهد.

حجت الاسلام و المسلمین حمید پارسانیا در مقاله ای با عنوان «نظریه و فرهنگ» در کنار تبیین ابعاد منطقی و معرفتی نظریه، به مباحثی همچون زمینه ­های وجودی معرفتی و غیر معرفتی، فرهنگ و تأثیر عوامل غیر معرفتی و نظریات علمی در تعاملات بنیاد فرهنگی پرداخته است.

در بخش پایانی این مقاله می خوانیم که: نظریات علمی به دلیل این که از مبادی متافیزیکی و معرفتی فرهنگ مدرن بهره می‌برند، چالش‌های معرفتی خود را با زمینه‌های فرهنگی جهان اسلام به تدریج آشکار می‌کند و این امر موجب می‌شود، تا نسبت بین علم و فرهنگ به عنوان مسأله جدید برای کشورهای اسلامی بروز و ظهور پیدا کند. و بدون تردید، چگونگی پاسخ از این مسأله در آینده فرهنگی کشورهای اسلامی اثری مهم و تعیین کننده دارد.

نوشتار زیر متن کامل مقاله این استاد و نظریه پرداز حوزوی است که تقدیم پژوهشگران حوزوی و دانشگاهی و مشتاقان به مباحث علوم اجتماعی و انسانی می‌شود.

چکیده

روش شناسی بنیادین، به شیوه کاربرد نظریات نسبت به موضوعات مورد مطالعه آنها نمی‌پردازد، بلکه شیوه شکل‌گیری نظریات علمی را دنبال می‌کند.

هر نظریه برای شکل‌گیری و تکوین تاریخی خود از برخی مبانی معرفتی زمینه‌های غیرمعرفتی بهره می‌برد. مبانی معرفتی با آن که در تکوین تاریخی نظریات دخیل هستند، ارتباطات منطقی نفس‌الامری نیز با نظریه دارند. و اما مبادی وجودی غیرمعرفتی با آن که با شیوه‌های منطقی شناخته می‌شوند، ربطی منطقی با نظریات علمی ندارند.

عوامل وجودی معرفتی و غیرمعرفتی، عواملی هستند که در حوزه فرهنگ حضور به هم رسانده‌اند و به همین دلیل شناخت ارتباط این عوامل با نظریات علمی به منزله شناخت رابطه نظریه با فرهنگ است.

این مقاله با شناخت نسبت نظریه و فرهنگ پی‌آمدهای انتقال نظریات از دامن یک فرهنگ به فرهنگ دیگر را نیز دنبال می‌کند.

مقاله مشتمل بر یک مقدمه و سه بخش است:

در بخش اول، ابعاد منطقی و معرفتی نظریات علمی انواع مبانی‌ای که هر نظریه بر آن استوار است و مسیری که مبانی برای نظریه هموار می‌کند روشی که نظریه در آن ب کاربرده می‌شود و حوزه‌هایی که نظریه در آن فعال می‌گردند، به بحث گذارده می‌شود.

در بخش دوم، چگونگی ورود نظریه به حوزه فرهنگ دنبال می‌شود. زمینه‌های وجودی معرفتی و زمینه‌های وجودی غیرمعرفتی نظریه و هم چنین تعاملی که نظریه با محیط فرهنگی خود دارد در این بخش شناخته می‌شود.

در بخش سوم، به موقعیت نظریات علمی در تعاملات بنیاد فرهنگی پرداخته می‌شود. نظریات درون‌زا و  برون‌زا و چگونگی انتقال یک  نظریه از یک فرهنگ به فرهنگ دیگر از مسائل باین بخش است.

مفاهیم کلیدی: نظریه، فرهنگ، روش‌شناسی بنیادین، جهان‌های سه‌گانه، مبانی معرفتی و مبانی وجودی، مبانی وجودی معرفتی و غیر‌معرفتی . ساختار معرفتی نظریه، مسأله علمی، نظریات درون زا و برون زا، علم بومی، معرف فعال و منفعل.

نظریات و منظرهای علمی

نظریات علمی حاصل تلاش نظری دانشمندان برای شناخت موضوعات مختلف است عالمانی که در دورن هر علم فعالیت می کنند با آن که نظریات علمی را تولید می کنند از آن جهت که به موضوع علم خود نظر می دوزند، درباره نظریه خود بحث نمی کنند.

نظریات علمی را کسانی موضوع معرفت و علم خود قرار می دهند که درباره علم می اندیشند. علم را از منظرهای مختلف می توان محل بحث و گفت و گو قرار داد و معرفت شناسان و فیلسوفان علم روابط معرفتی نظریات علمی رابا مبادی، مبانی، اصول موضوعه، پیش فرض ها، مفاهیم، موضوعات و حتی با دیگر علوم و دانش ها مورد بررسی قرار داده و پیامدهای معرفتی و منطقی یک دانش علمی را بررسی می کنند. جامعه شناسان معرفت و علم، تعمینات اجتماعی معرفت، (مک‌کارتی، ۱۳۸۸) روابط تاریخی، فرهنگی و اجتماعی نظریات علمی و عالمان را دنبال می کنند. بررسی روابط معرفتی و منطقی یک نظریه علمی باعناصرو  اجزای درونی و بیرونی آن غیر از بررسی روابط فرهنگی و تاریخی نظریه با زمینه ها و عوامل اجتماعی آن می باشد. این دو بررسی از دو منظر متفاوت انجام می شود.

 منظر نخست : نظریه علمی را در جهان نخست یعنی در مقام نفس الامر[۱] و با صرف نظراز ظرف آگاهی فردی و اجتماعی مورد بررسی قرار می دهد و روابط آشکار و پنهان نظریه را با مبادی اجزاء و لوازم آن دنبال می کند و منظر دوم، نظریه را در جهان دوم یعنی ظرف آگاهی و معرفت عالم و بلکه در جهان سوم یعنی در ظرف فرهنگ و آگاهی جمعی مورد نظر قرار می دهد و عوامل وجودی و یا زمینه های بروز و حضور آن را در جامعه علمی شناسایی می کند.[۲]

این مقاله درسه بخش تنظیم شده است .دربخش اول به مسائلی پرداخته می شود که ازمنظرنخست برای هرنظریه وجود دارد،در این بخش ابعاد منطقی و معرفتی نظریات دنبال می شود،دربخش دوم وسوم از منظر دوم به نظریات نگاه می‌شود.دربخش دوم ابعاد وجودی واجتماعی نظریات به طورعام شناسایی می شود ودربخش سوم ازمسائلی بحث می شود که نظریات هنگام مهاجرت ازیک فرهنگ به فرهنگ دیگرپیدا می کنند.

بخش نخست: ابعاد منطقی و معرفتی نظریه

مبانی، اصول موضوعه، مصادرات و پیش فرضها

نظریه علمی در جهان نخست به لحاظ نفس الامر خود با برخی تصورات و تصدیقات آغازین همراه است، این تصورات و تصدیقات اگر بدیهی با بالضروره راست نباشند به عنوان اصل موضوعی یا  مصادره (ابن سینا، ۱۹۵۶، ۱۱۴) که در دانشی دیگر برای  متعلّم اثبات شده است و مصادره مبنایی است که براساس اعتماد نسبت به تعلم و جامعه علمی پذیرفته شده است و پیش فرض یک اصل صرفاً فرصتی است که براساس آن نظریه سازمان یابد و یا پیش فرض مورد نظر قرارمی گیرند و بدین ترتیب هر علم و نظریه علمی با برخی اصول و مبانی تصوری و تصدیقی آغاز می شود و مبانی و اصول موضوعه هر علم را به چند دسته می توان تقسیم کرد.
تکمیل خبر در سایت خبرگزاری رسا موجود است

كد خبر:42447
منبع خبر:خبرگزاری رسا
تاريخ خبر:1397/07/21